لغت نامه دهخدا
ای اعتقادنه زن و ده یار مصطفات
از نوزده زبانیه حرز امان شده.خاقانی.سلاح کار خود اینجا ز بی زبانی ساز
که بی زبانی دفع زبانیه است آنجا.خاقانی.در این بودم که آن ظالم بی باک چون زبانیه از در درآمد. ( سندبادنامه ص 209 ). فرمود تا پنج مغول دررود، گفت صحبت پنج زبانیه نمیخواهم و دو سه بیت از قصیده ای میخواند. ( تاریخ رشیدی ).