آجیل

لغت نامه دهخدا

( آجیل ) آجیل. ( اِ ) خشک میوه. مجموع پسته ، بادام ، نخود، فندق ، تخمه کدو و تخمه هندوانه تف داده و نمک زده یا آچارده. || نقل ، مزه و توسعاً هر نعمت و فائده که از کسی بدیگری رسد از خوراک و پوشاک و نقدینه.
- آجیل مشکل گشا ؛ خشک میوه ها باشد که زنان بنذر بخشند برآمدن حاجتی را.
اجیل. [ اَ ] ( ع ص ، اِ ) آنکه پس ماند. آنکه درنگ کند. پس ماننده. درنگ کننده. ( منتهی الارب ). مقابل عجول. || آب فراهم شده در کولاب. ( منتهی الارب ). || گل و لای که جمع کرده میشود گرداگرد درخت خرما. ( منتهی الارب ). ج ، اُجل.
اجیل. [ اُ ج َ ] ( اِخ ) پدر عمر و عثمان و این هر دو برادر محدّث بوده اند. ( منتهی الارب ).
اجیل. [ اُ ج َ ] ( اِخ ) پدر ناعم تابعی مولای ام سلمه. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

( آجیل ) ( اِ. ) میوه خشک مرکب از پسته ، بادام ، فندق ، تخمه و مانند آن . ، ~ مشکل گشا آجیلی مرکب از هفت جزء (پسته ، فندق ، مغز بادام ، نخودچی ، کشمش ، خرماخارک ، توت خشکه ) که برای رفع مشکل نذر کنند و بخرند و میان هفت نفر متدین تقسیم کنند.

فرهنگ عمید

( آجیل ) مخلوطی از خشکبار از قبیل پسته، فندق، بادام، نخودچی، تخم کدو، و تخم هندوانۀ تفت داده.

فرهنگ فارسی

( آجیل ) ( اسم ) میوه های خشک مرکب از پسته بادام نخود فندق تخم. کدو تخم. هندوان. تف داده و نمک زده .
خشک میوه
دانه های خوردنی ازقبیل پسته نخودوتخم کدوتف داده
نام ناعم تابعی مولای ام سلمه

دانشنامه عمومی

آجیل. آجیل به مخلوطی از خشکبار گفته می شود که بنا بر سلایق و مدل های گوناگون، ترکیبات آن فرق می کند.
آجیل از دیرباز به یکی از نمادهای فرهنگ ایرانی بدل گشته است به صورتی که برخی از مراسم سنتی ایرانیان ( مانند نوروز و یلدا ) تنها با حضور آجیل مفهوم خود را پیدا می کنند.
امروزه جایگاه آجیل میان ایرانیان از حضور در مراسم جشن و شادی فراتر رفته است و به بخشی از اعتقادات مذهبی آن ها نیز وارد شده است. در بسیاری از مراسم مذهبی ( که معمولاً توسط زنان برپا می شود ) از نوعی آجیل، موسوم به آجیل مشکل گشاد استفاده می شود که هرچند توسط هیچ مرجع مذهبی ای تأیید نشده است اما مردم بر این باورند که می تواند آن ها را در رفع مشکلاتشان یاری کند.
با توجه به باغ های گسترده پسته ایران، آجیل ایرانی نیز به مانند پسته یکی از نمونه های شناخته شده صادرات ایرانی در بازارهای جهانی محسوب می شود.
شهر فاروج در استان خراسان شمالی به شهر آجیلی معروف می باشد. بودن دکان های آجیل فروشی رنگارنگ در فواصل این خیابان که از وردی شهر تا خروجی شهر ادامه دارد زیبایی خاصی در شهر به وجود آورده است کمتر مسافری از این شهر عبور کرده و کنار جاده از دکان آجیل فروشی رنگارنگ خرید نکرده است. چون جاده ۲۲ ( سنتو ) از میان فاروج می گذرد بخشی از مردم اقتصاد خود را از طریق فروش آجیل می گذرانند. در واقع آجیلی که در فاروج فروش می رود از محصولات خود فاروج نیست و از شهرهای دیگر برای فروش به اینجا آورده می شود که به همین دلیل فراوانی، به شهر آجیلی هم معروف است، که خود زیبایی و جاذبه ای برای مسافران گذری از فاروج را ایجاد کرده است و در سال ۱۳۸۹ به لقب پایتخت آجیل و خشکبار ایران مشهور شد. کشاورزی و دامپروری از شغلهای مهم مردمان سنتی این شهر است.
بهترین های خشکبار و آجیل آن ها هستند که در شرایط سالم عمل آوری شده و معمولاً به صورت روزانه بو داده و به فروش برسند.
آجیل ها انواع بسیار گوناگونی دارند که نمی توان برای تمامی آن ها اسم انتخاب کرد. برخی اسامی هم که برای آجیل ها انتخاب می شود از دو شیوه نام گذاری پیروی می کند.
• شیوه اول که نام آجیل را بر اساس کاربرد آن انتخاب می کند. ( برای مثال آجیل مشکل گشا ) .
• شیوه دوم نام آجیل را بر اساس ترکیبات و اجزای آن انتخاب می کند. ( مانند آجیل شور، آجیل شیرین، چهار مغز ) .
خانواده آجیل ها دسته ای از میوه جات با پوست سخت و سفت هستند که از درختان با دانه ناشکوفا و باز عمل می آیند. در زبان انگلیسی کلمه nut به گستره بزرگی از دانه های خشکبار شده گفته می شود اما در دانش زیست شناسی تعداد مشخص و محدودی از آن ها nut ( آجیل ) هستند. آجیل ها یک منبع مهم غذایی برای حیات وحش و انسان ها محسوب می شوند. گردو، پسته، فندق، بادام، بلوط، بادام هندی، بادام زمینی جزء آجیل ها هستند.

دانشنامه آزاد فارسی

آجیل.
آجیل (nut botany)
هر میوۀ خشک و تک دانه ای که برای پراکندن تخم باز نمی شود، مانند شاه بلوط. آجیل معمولاً از بیش از یک برچه تشکیل می شود اما فقط یک دانه شکل کامل می گیرد، رشد می کند و بقیه عقیم می ماند. دیوارۀ میوه سخت و چو ب مانند می شود و پوستۀ خارجی را تشکیل می دهد. نمونه های آجیل واقعی، بلوط و فندق است. به دانه ها و میوه های سخت پوست مختلف، مانند بادام و گردو، که در واقع هستۀ گیاهان شفت به شمار می روند، و بادام زمینی غلاف دار و آجیل برزیل، پروتئین است، اما برخی از آن ها، مانند شاه بلوط، سرشار از کربوهیدرات ها و حدود ۵% پروتئین است. از این میوه های خشک، روغن های خوراکی و صنعتی نیز تهیه می شود. بیشتر آن ها از درختان پایا و بوته ها حاصل می شوند. اگرچه غالباً از طریق کاشت به دست می آیند، اما مقدار زیادی از گردوی امریکایی و آجیل برزیلی هنوز به طور وحشی می رویند. تولید جهانی آن در اواسط دهۀ ۱۹۸۰ حدود ۴ میلیون تُن در سال بود.

ویکی واژه

مخلوطی از انواع خشکبار بو داده یا خام مانند پسته، بادام، نخود، فندق، تخمه کدو، تخمه هندوانه، و مانند آنها.
میوه یا دانه میوه خشک شده که سرشار از ویتامین است مثل انجیر، پسته، گردو.
مترادف اصطلاحات آجل، عاجل که در زبان معیار باستان جمله‌گی مفهوم مشترک به معنی ایل گرسنه یا همان ابن‌سبیل را داشتند. تولید یا ابداع اصطلاح برای موضوعی در دنیای باستان علمی نبود، گاهی از فعل کسی یا چیزی اسم انتخاب می‌شد، مانند آجیل خوردن در مهمانی یا جشن که همگی مانند قحطی‌زدگان مرتب چق‌چق می‌کردند و مجالی برای صحبت باقی نمی‌ماند.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم