برآمدن

برآمدن به معنای ظهور و پدیدار شدن است که به طور کلی می‌تواند به رویدادها، اشخاص یا پدیده‌هایی اشاره کند که به یک باره و به شکل قابل توجهی در صحنه اجتماعی، فرهنگی یا سیاسی ظاهر می‌شوند. این مفهوم در تاریخ و فرهنگ‌های مختلف به شکل‌های متفاوتی تفسیر شده است. به عنوان مثال، در حوزه اجتماعی، برآمدن یک شخصیت سیاسی می‌تواند به معنای تأثیرگذاری او بر جامعه و تغییرات عمده در سیاست‌های عمومی باشد. در این راستا، می‌تواند نشان‌دهنده نیازهای جدید جامعه و تحولات فکری باشد که مردم را به سمت تغییر و تحول سوق می‌دهد. همچنین، در فرهنگ و هنر، برآمدن یک سبک جدید یا یک هنرمند می‌تواند به معنای نوآوری و ایجاد تحول در ذائقه عمومی باشد. این نوع برآمدن‌ها معمولاً با واکنش‌های مختلفی از سوی جامعه مواجه می‌شوند، زیرا برخی افراد ممکن است از این تغییرات استقبال کنند و برخی دیگر ممکن است با آن مخالفت کنند. در نهایت، به عنوان یک پدیده اجتماعی، همواره می‌تواند منجر به ایجاد بحث و گفتگو در میان افراد و گروه‌های مختلف شود و این خود دلیلی است که اهمیت این مفهوم را در زندگی روزمره ما نشان می‌دهد.

لغت نامه دهخدا

( برآمدن ) برآمدن. [ ب َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) بالا رفتن.( ناظم الاطباء ). بالا آمدن. ( فرهنگ فارسی معین ). رسیدن. بلند شدن. بالا گرفتن. بالا کشیدن. بر شدن. بربلندی رفتن. به هوا رفتن. علاء. تعلیه. معالاة. تعلی. تعالی. استعلاء. اعلیلاء. بر بلندی برآمدن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

( برآمدن ) ( ~. مَ دَ ) (مص ل. ) ۱ - بالا آمدن. ۲ - طلوع کردن. ۳ - طول کشیدن. ۴ - بالغ شدن. ۵ - روا شدن. ۶ - حاصل شدن ۷ - گذشتن. ۸ - توان مقابله و رویارویی داشتن.

فرهنگ فارسی

( بر آمدن ) ( مصدر ) ۱- بالا آمدن. ۲- ظاهر شدن پدید گشتن.۳- طلوع کردن ( خورشید و ستاره ). ۴- برجستگی یافتن ور آمدن. ۵- ورم کردن. ۶- طول کشیدن: دو هفته برنیامد که...
با آمدن بلند شدن.

جملاتی از کلمه برآمدن

خوشست جامه بریدن برون زاندازه برآمدن زقدک پاره کردن آوازه
چو کفش راست یقین پایه فتادن خویش برآمدن بسر منبرش بود زغرور
جان خواهدم برآمدن، ای باد، زینهار از زیر موی زلف پریشان وتر مکن
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم