لغت نامه دهخدا اهداء. [ اِ ] ( ع مص ) هدیه فرستادن و دادن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). هدیه و تحفه فرستادن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). هدیه فرستادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مجمل ). || فرستادن عروس را بخانه شوی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). فرستادن بیوک را بخانه شوی. و به این دو معنی اخیر ناقص یایی است. ( از ناظم الاطباء ). || دست زدن کودک را تا بخواب شود. || آرام دادن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || گوژپشت گردانیدن پیری کسی را. || آماسیده دوش گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بسیار آماسیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || قربانی بحرم فرستادن. ( تاج المصادر بیهقی ).اهداء. [ اَ دَءْ ] ( ع ص ) کوزپشت. ( منتهی الارب ). || کنج. ( تاج المصادر بیهقی ). || دوش که بالای آن آماسیده و فروهشته باشد. ( منتهی الارب ).