آشناوری

لغت نامه دهخدا

( آشناوری ) آشناوری. [ ش ْ / ش ِ وَ ] ( حامص مرکب ) شناوری. سباحت.

فرهنگ معین

( آشناوری ) ( ~ . وَ )(ص مر. )کسی که همنشینی با او دلپذیر باشد.

فرهنگ فارسی

( آشنا وری ) شناوری سباحت آب بازی .

ویکی واژه

(قدیم): شناگری. مردم تا آشناوری نیاموزد، اندر آب غرقه شود. «ناصرخسرو»
کسی که همنشینی با او دلپذیر باشد.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم