لغت نامه دهخدا
چهارشاهی. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) یک عباسی. هشت پول. هشت پول سیاه. || کنایه از مبلغی است ناچیز. ثروتی اندک.
چهارشاهی. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) یک عباسی. هشت پول. هشت پول سیاه. || کنایه از مبلغی است ناچیز. ثروتی اندک.
یک عباسی. هشت پول. هشت پول سیاه. یا کنایه از مبلغی است ناچیز. ثروتی اندک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از این اردشیر دو بار در سنگنوشته شاپور یکم بر کعبه زرتشت یاد شدهاست. در بخشی از سنگنوشته که به توصیف بزرگان دربار اردشیر بابکان میپردازد، او در گروه چهار شاهی که در دربار حضور داشتند، پس از پادشاهان ابرنیک و مرو در رتبه سوم قرار دارد. با این حال او در دربار شاپور اول، در میان مقامات عالی در رتبه دوم و پس از اردشیر، شاه مشهور آدیابن، قرار دارد.