خط دادن

لغت نامه دهخدا

خط دادن. [ خ َ دَ ] ( مص مرکب ) نوشته دادن :
بمملوکم خطی دادم مسلسل
بتوقیعقزلشاهی مسجل.نظامی.

فرهنگ معین

(خَ طّ. دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل . ) ۱ - نوشته دادن ، تعهد کتبی دادن . ۲ - هدایت کردن ، سمت و سو دادن . ۳ - اقرارنامه دادن ، اعتراف کردن .

فرهنگ فارسی

نوشته دادن : بمملوک خطی دادم مسلسل بتوقیع قزلشاهی مسجل ( نظامی )

ویکی واژه

نوشته دادن، تعهد کتبی دادن.
هدایت کردن، سمت و سو دادن.
اقرارنامه دادن، اعتراف کردن.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم