اختیار دادن. [ اِ دَ ] ( مص مرکب ) تخییر. مختار کردن. قدرت دادن کسی بر انجام کاری : کنون مر ترا دادم این اختیار ازین هر دوبگزین یکی را بکار.فردوسی.وقت ترحم است کنون ای نسیم صبح کان شوخ اختیار بدست نقاب داد.بیدل.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) مختار کردن کسی را اختیار بخشیدن قدرت دادن کسی را بر انجام کاری .