سیاه چال
سیاه چال. ( اِ مرکب ) زندان تاریک. جای تار و گودی که کودکان را بدان ترسانند. || گوی تاریک که گناهکاران را در آن بند کنند. ( یادداشت بخط مؤلف ).
(اِمر. ) زندان تنگ و تاریک .
۱.جای گود و تنگ و تاریک.
۲. زندان و جای تیره و تاریک در زیر زمین.
۱ - محل گود و تنگ و تاریک . ۲ - زندان تنگ و تاریک : میخواهند مرا در سیاه چال فراموشی بیندازند .
زندان تنگ و تاریک.