سباعی
سباعی. [ س ُ عی ی ] ( ع ص نسبی ، اِ ) نوعی از شعر که هفت مصرع باشد. ( آنندراج ) ( غیاث ). || آنچه دارای هفت رکن باشد.( اقرب الموارد ). || ( اِخ ) گاهی هفت فلک یا هفت ستاره مراد باشد. ( غیاث ) ( آنندراج ). || ( ص ) شتر بزرگ دراز. ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ).
- رجل سباعی البدن ؛ مرد هفت اندام درست بزرگ هیکل درازبالا. ( آنندراج ). مرد تمام اندام. ( اقرب الموارد ).
|| مولود که هفت ماهه زاده شده باشد. || لفظی که بنای آن بر هفت حرف بود. ( اقرب الموارد ).
سباعی. [ س ِ ] ( ص نسبی ) نسبتی است مر بنی سباع را. ( الانساب سمعانی ).
(سُ ) [ ع . ] (ص نسب . ) منسوب به سبعه . هفت تایی .
۱. آنچه دارای هفت رکن باشد، هفت تایی.
۲. کلمه ای که بنای آن بر هفت حرف باشد، هفت حرفی.
هفت تایی، هفت رکن، هفت حرفی
( صفت ) منسوب به سبعه . ۱ - هفت تایی . ۲ - کلمه هفت حرفی .
نسبتی است مربنی سباع را
منسوب به سبعه. هفت تایی.