تمضیض تصویر معنی تمضیض مترادفها ایجاز، اختصار، کوتاهی متضادها وضوح، شفافیت لغت نامه دهخدا تمضیض. [ ت َ ] ( ع مص ) آب سخت شور نوشیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). کلمات مرتبط تضیح تمهیه تصتم تمهص تعشم تواضخ