زمختی

لغت نامه دهخدا

زمختی. [ زَ م ُ / زُ م ُ ] ( حامص ) عفوصت. درشتی. سختی. گرفتگی. ( ناظم الاطباء ). گسی. عفوصت. خشونت. ناتراشیدگی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به زمخت شود.

فرهنگ فارسی

گسی خشونت
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم