ریشمال

لغت نامه دهخدا

ریشمال. ( نف مرکب ) دیوث. بی حمیت. ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ). بی غیرت. ( ناظم الاطباء ). || متملق. چاپلوس. متبصبص. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

(ص مر. ) بی حمیت .

ویکی واژه

بی حمیت.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم