دودگون

لغت نامه دهخدا

دودگون. ( ص مرکب ) دودی. به رنگ دود. دودرنگ. ( یادداشت مؤلف ). ادکن. ( زمخشری ). دودفام. تیره. تار.

فرهنگ معین

(ص مر. ) تیره ، تار.

فرهنگ عمید

به رنگ دود، دودی، تیره وتار.

فرهنگ فارسی

( صفت ) تیره تار .

ویکی واژه

تیره، تار.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم