دمدمی

لغت نامه دهخدا

دمدمی. [ دَ دَ ] ( ص نسبی ) ( اصطلاح عامیانه ) دمدمی مزاج. آنکه بر امری ثبات نورزد. آنکه هر ساعت رأی مخالف رأی پیشین دارد. آنکه بر قولی نپاید و زود تغییر عقیده دهد. بلهوس. متلون. متردد. دودل. ( یادداشت مؤلف ). در لهجه امروز آذربایجان چنین شخص را دمدمکی گویند. || این وقت و همین دم. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی کتابخانه مؤلف ).

فرهنگ معین

(دَ دَ ) (ص نسب . ) (عا. ) کسی که هر آن عقیده اش تغییر می کند.

فرهنگ عمید

کسی که هردم تغییر حالت یا تغییر عقیده بدهد و خوی مستقیم نداشته باشد.

فرهنگ فارسی

کسی که هردم تغییرحالت یاعقیده بدهدبدون خوی
( صفت ) آنکه هر دم تغییر عقیده دهد متلون المزاج .
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم