داوطلبی

لغت نامه دهخدا

داوطلبی. [ طَ ل َ ] ( حامص مرکب ) عمل داوطلب . خواستاری پیشی جوئی در امری بر دیگران. دل انگیزی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به داوطلب شدن . قشون داوطلبی .
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم