لغت نامه دهخدا تنجع. [ ت َ ن َج ْ ج ُ ] ( ع مص ) انتجاع. ( منتهی الارب ). به طلب آب و علف و نیکویی شدن. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ): هوازن تنجعت ارضنا. ( اقرب الموارد ).
فرهنگ معین (تَ نَ جُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - به دنبال آب و علف رفتن . ۲ - به نزد کسی به نیت نیکی یافتن رفتن .