بغان

لغت نامه دهخدا

بغان. [ ب َ ] ( اِ ) فانه و بفار و میخ چوبی. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به بغار شود.

فرهنگ فارسی

میخ چوبی

ویکی واژه

جمع بُغ؛ تلفظ صحیح مغان، صنوفی از روحانیون مذهبی منتسب به کیش زرتشت یا پیش از آن. بغان متشکل از بُغ - آن بوده و مفهوم کلی از آن خفه کنندگان را در ذهن تداعی معنا می‌نماید.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم