انطاق

لغت نامه دهخدا

انطاق. [ اِ ] ( ع مص ) گویا گردانیدن و بسخن درآوردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بنطق درآوردن. ( از اقرب الموارد ). بسخن درآوردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ) ( ترجمان القرآن جرجانی ).

فرهنگ معین

(اِ ) [ ع . ] (مص م . ) به سخن آوردن ، به نطق در آوردن کسی را.

فرهنگ عمید

به نطق آوردن، به سخن آوردن، گویا ساختن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بسخن آوردن بنطق در آوردن کسی را.
گویا گردانیدن و به سخن در آوردن

ویکی واژه

به سخن آوردن، به نطق در آوردن کسی را.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم