اقساط

لغت نامه دهخدا

اقساط. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ قِسط. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). قسطها و حصه های مساوی و برابر. ( ناظم الاطباء ). رجوع به قسط شود.
اقساط. [ اِ ] ( ع مص ) عدل و داد کردن. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). داد کردن. ( ترجمان علامه جرجانی ترتیب عادل بن علی ). عدل کردن. ( تاج المصادر بیهقی ).

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) داد دادن ، عدل کردن . ۲ - راست بخشیدن .
( اَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ قسط ، بهره ها، بخش ها.

فرهنگ عمید

= قِسط

فرهنگ فارسی

جمع قسط، عدل و داد کردن، داد دادن
۱ - ( مصدر ) داد دادن داد کردن عدل کردن . ۲ - راست بخشیدن .

ویکی واژه

داد دادن، عدل کردن.
راست بخشیدن.
جِ قسط ؛ بهره‌ها، بخش‌ها.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم