- شعرشناسی (Poetics): علم بررسی اصول و ساختارهای شعر، از جمله وزن، قافیه، و لحن. شعرشناسی به طور کلی به مطالعه عناصر درونی و بیرونی شعر پرداخته و میکوشد تا سبکشناسی و ویژگیهای شعری را تحلیل کند.
- ادبیات کلاسیک (Classical Literature): به آثار ادبی گفته میشود که از نظر ساختاری و معنایی با استانداردهای خاص یک فرهنگ مشخص تطابق داشته باشد. در ایران، ادبیات کلاسیک شامل آثار شاعران و نویسندگان دوران قبل از مشروطه میشود.
- نقد ادبی (Literary Criticism): فرایند بررسی، تحلیل، و ارزیابی آثار ادبی است. نقد ادبی میتواند از رویکردهای مختلفی مثل نقد ساختاری، تاریخی، یا روانشناختی بهره ببرد.
- بلاغت (Rhetoric): هنر بیان یا سخنوری که شامل استفاده از زبان به نحوی است که اثرگذاری و تأثیر بیشتری بر مخاطب داشته باشد. بلاغت به گونههای مختلفی همچون اغراق، تشبیه، استعاره، و غیره تقسیم میشود.
- سیمبالیسم (Symbolism): رویکردی در شعر و ادب که در آن از نمادها و سمبلها برای بیان مفاهیم و احساسات استفاده میشود. در این سبک، بیشتر از واژهها برای القای معانی پیچیدهتر استفاده میشود.
- مکتب ادبی (Literary School): گروهی از نویسندگان یا شاعران که به یک رویکرد خاص در نگارش و تفسیر آثار ادبی پایبند هستند. هر مکتب ادبی دارای اصول و ویژگیهای خاص خود است. برخی از مکاتب مشهور شامل رمانتیسم، رئالیسم، سمبولیسم و غیره هستند.
- تجزیه و تحلیل ساختاری (Structural Analysis): روشی برای تحلیل یک متن از نظر ساختار درونی آن. در این روش، توجه به ترکیب جملات، نحوه آرایش بخشهای مختلف متن، و روابط میان اجزا اهمیت دارد.
- رمزگان (Allegory): تکنیک روایی که در آن داستان به طور مستقیم نمایانگر یا نماد مسألهای یا مفهومی بزرگتر است. در رمزگان، اشیاء یا شخصیتها بیشتر از آنچه که به نظر میآید، معنای دیگری دارند.
- مضامین (Themes): مفاهیم اصلی یا ایدههای محوری که در یک اثر ادبی وجود دارند. این مضامین میتوانند مربوط به انسانیت، عشق، مرگ، عدالت، فساد و دیگر مسائل اجتماعی یا فردی باشند.
- شخصیتپردازی (Characterization): فرایند ایجاد و توسعه شخصیتها در یک اثر ادبی. شخصیتپردازی میتواند از طریق اعمال، گفتار، افکار و روابط شخصیتها با دیگران انجام شود.
- چرخش داستانی (Plot Twist): تغییرات غیرمنتظره و ناگهانی در پیشرفت داستان که باعث تغییر در مسیر یا نتیجه داستان میشود. این چرخشها میتوانند اثر عمیقی بر احساسات خواننده بگذارند.
- پیکرهنگاری (Narratology): علم تحلیل ساختار و اجزای داستان، شامل مطالعه روایت، زاویه دید، زمان و مکان در یک اثر ادبی. پیکرهنگاری به نحوهی روایت داستان و سازماندهی آن پرداخته و آن را در چهارچوب نظریههای مختلف تحلیل میکند.
- دلالت معنایی (Semantics): علم مطالعه معنای کلمات و جملات در زبان. در نقد ادبی، دلالت معنایی به بررسی چگونگی انتقال معنی از طریق زبان و نحوه تاثیرگذاری آن بر مخاطب پرداخته میشود.
- فرمالیسم (Formalism): رویکردی در نقد ادبی که بر ویژگیهای ظاهری و ساختاری اثر تمرکز دارد، نه بر محتوا یا زمینهی تاریخی آن. در این رویکرد، سبک، فرم و تکنیکهای زبانشناسی در اولویت قرار دارند.
- ژانر (Genre): دستهبندی یا نوعی از آثار ادبی که ویژگیهای مشترک دارند. ژانرها میتوانند شامل رمان، شعر، درام، فانتزی، علمی تخیلی، و غیره باشند.
- استخراج (Exegesis): فرآیند تفسیر و توضیح معنای یک اثر ادبی، به ویژه متون مقدس یا پیچیده. این تفسیر معمولاً از طریق تحلیل زبان، تاریخچهی اثر و زمینههای فرهنگی صورت میگیرد.
- هزارتویی (Labyrinthine): متنی که پیچیدگی ساختاری و معنایی زیادی دارد و برای درک آن به تحلیل و دقت زیادی نیاز است. این نوع آثار اغلب شامل تو در تو بودن و درهم آمیختگی روایتها و زمانها هستند.
- شاعرانه (Poetic): ویژگیهایی که به یک اثر ادبی زیبایی و حس شاعرانه میدهند. میتواند شامل استفاده از زبان هنری، تصاویری که احساسات را برانگیزد و سبکهای خاص شعری باشد.
