گرفتار و اســیر محبت
عاشق و دلباخته کسی شدن؛ زمانی که شخص تحت تاثیر احساسات عمیق محبت و علاقه قرار میگیرد و در اصطلاح اسیر عشق یا محبت آن فرد میشود.
مترادفها
اسیر محبت، گرفتار عشق، دلباخته، شیفته، عاشق
متضادها
رها، آزاد
جمله سازی با گرفتار و اســیر محبت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او در نگاه اول چنان جذاب بود که هر کسی را در همان لحظه، گرفتار و اسیر محبت و زیبایی بی حد و مرز خود میکرد.
💡 داستانهای عاشقانه کلاسیک، شخصیتهایی را روایت میکنند که در میان بحرانها، گرفتار و اسیر محبت خالصانه و بیقید و شرط یکدیگر هستند.
💡 شاعر در این بیت، از احساسات عمیق خود میگوید که چگونه در دام یاد و خاطرات معشوق، گرفتار و اسیر محبت او شده است.