امدادگر و یاریکننده
فردی که در مواقع بحران یا نیاز به کمکرسانی میپردازد و نقش حمایتی و نجاتبخشی دارد مانند نجاتگر یا داوطلبین خدمات امدادی.
مترادفها
کمککننده، یاور، امدادرسان، پشتیبان
متضادها
آسیبرسان، مخرب، دشمن، آزاردهنده
جمله سازی با امدادگر و یاریکننده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در هنگام وقوع حوادث ناگهانی، حضور یک امدادگر و یاریکننده آموزشدیده میتواند تفاوت بزرگی میان مرگ و زندگی ایجاد کند.
💡 سازمانهای خیریه همواره به دنبال جذب داوطلبان جدیدی هستند که ویژگیهای یک امدادگر و یاریکننده واقعی را در خود داشته باشند.
💡 او در طول سالهای فعالیت خود، نقش یک امدادگر و یاریکننده مخلص را در مناطق جنگزده و آسیبدیده از خود نشان داد.