کنایه از بی ابرو شده
اصطلاحی است که به فردی اشاره دارد که به دلیل کاری یا رفتاری، حیثیت یا وقار خود را از دست داده است. «بی ابرو شدن» به معنای از دست دادن احترام و اعتبار اجتماعی به کار میرود.
مترادفها
بیحیا شدن، رسوا شدن، شرمنده شدن
جمله سازی با کنایه از بی ابرو شده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او با استفاده از عباراتی بسیار تلخ، کنایه از بی ابرو شده بودن خانوادهاش در میان همسایهها داشت که بسیار دردناک بود.
💡 این سخنان سنگین در واقع کنایه از بی ابرو شده بودن شخصیت او در پی رسواییهای اخیر در محیط کاری بود.
💡 شاعر در این بیت، از واژگانی استفاده کرده است که کنایه از بی ابرو شده بودن مردمان در برابر ظلم حاکمان است.