دست از قنداق براوردن

به معنی رها کردن یا آزاد کردن کسی یا چیزی است، معمولاً اشاره به کودکی دارد که از قنداق پیچیدن راحت شده و مستقل‌تر می‌شود. این عبارت گاه به معنای ترک مراقبت و محافظت شدید نیز به کار می‌رود.

مترادف‌ها

بزرگ شدن، از کودکی گذشتن، رشد کردن

متضادها

نوزاد بودن، در گهواره ماندن

جمله سازی با دست از قنداق براوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او پس از اینکه بالاخره توانست دست از قنداق براوردن کند و قدم‌های اولیه‌اش را بر زمین بگذارد، با هیجان به سمت مادرش دوید و او را در آغوش گرفت.

💡 کودکان زمانی که دست از قنداق براوردن می‌کنند، دنیای جدیدی از تجربه‌های هیجان‌انگیز و بازی‌های تازه را در اطراف خود کشف می‌کنند که بسیار لذت‌بخش است.

💡 برای رسیدن به بلوغ فکری و استقلال کامل، انسان باید از مرحله کودکی و زمان‌هایی که هنوز دست از قنداق براوردن نکرده است، عبور کند و مسئولیت‌پذیر شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران