خون گرفتهی کسی بودن
این اصطلاح به معنای اینکه شخص تحت کنترل یا تسلط کامل کسی قرار دارد، بهگونهای که ممکن است حرف یا اختیارش دست آن فرد باشد. اصطلاحاً یعنی آن فرد عمیقاً وابسته یا تحت تأثیر شخص دیگری است.
مترادفها
از تبار کسی بودن، از خویشاوندان کسی بودن
جمله سازی با خون گرفتهی کسی بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او همیشه معتقد بود که خون گرفتهی کسی بودن، پیوندی بسیار قویتر و عمیقتر از هرگونه قرارداد یا پیمان اجتماعی و انسانی دیگر در دنیا است.
💡 در فرهنگهای مختلف، خون گرفتهی کسی بودن به معنای داشتن مسئولیتهای اخلاقی و اجتماعی بسیار سنگین در قبال سایر اعضای آن خانواده یا قبیله است.
💡 او احساس میکرد که خون گرفتهی کسی بودن در آن خاندان اصیل، وظیفهای برای حفظ نام و اعتبار نیاکان خود را بر دوش او گذاشته است.