پی در پی و پشت سر هم

به وقوع رخداد یا انجام کاری به صورت مداوم و بدون فاصله زمانی گفته می‌شود، یعنی تکرار پشت سر هم یک اتفاق یا عمل که می‌تواند مثبت یا منفی باشد.

مترادف‌ها

متوالی، مداوم، مسلسل، پیاپی

متضادها

گهگاه، پراکنده، متناوب

جمله سازی با پی در پی و پشت سر هم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در طول سال‌های اخیر، وقوع حوادث طبیعی ناگوار به صورت پی در پی و پشت سر هم، باعث بروز بحران‌های انسانی و اقتصادی شدیدی در منطقه شده است.

💡 او با شنیدن خبرهای ناامیدکننده که به صورت پی در پی و پشت سر هم از سوی رسانه‌ها منتشر می‌شد، احساس کرد که تمام امیدهایش در حال از بین رفتن است.

💡 مشکلات مالی و بدهی‌های سنگین که به صورت پی در پی و پشت سر هم بر او فشار می‌آوردند، او را به فکر یافتن یک راه حل جدی و قطعی انداخت.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران