گره به پیشانی اوردن
این اصطلاح به معنای نشان دادن نگرانی، اندوه یا تأمل عمیق است. وقتی کسی گره در پیشانی میآورد، روی هم رفته یعنی به شدت در فکر یا ناراحت است و شاید با سختی و دشواری ذهن خود را مشغول کرده است.
مترادفها
اخم کردن، درهمکشیدن، عبوس شدن
متضادها
لبخند زدن، خندیدن
جمله سازی با گره به پیشانی اوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او با دیدن مشکلات مالی که بر سر راه خانوادهاش قرار گرفته بود، ناخودآگاه شروع به گره به پیشانی آوردن و فکر کردن کرد.
💡 هیچکس دوست ندارد با دیدن سختیهای زندگی، مدام به گره به پیشانی آوردن بپردازد و از امید و خوشبینی همیشگی خود دست بکشد.
💡 استاد با مشاهده اشتباهات مکرر دانشجویان در امتحان، ناخواسته گره به پیشانی آورد و با چهرهای بسیار نگران به تمام آنها نگاه کرد.