سر تسلیم فرود آوردن
به معنای پذیرش شکست یا فرمانبرداری بدون مقاومت است. فردی که سر تسلیم فرود میآورد، خود را در برابر شرایط یا دیگری مطیع میداند و از جنگیدن یا ایستادگی دست میکشد.
مترادفها
تسلیم شدن، فرمان بردن، مطیع شدن، گردن نهادن، سازش کردن، پذیرفتن
متضادها
سرکشی کردن، نافرمانی کردن، شورش کردن
جمله سازی با سر تسلیم فرود آوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با وجود تمام تلاشهای بیوقفهای که تیم جوان ما برای پیروزی در این مسابقهی دشوار انجام داد، در نهایت مجبور شدند سر تسلیم فرود آورند.
💡 او هرگز در برابر مشکلات و سختیهای زندگی سر تسلیم فرود نمیآورد و همیشه با شجاعت و پشتکار با هر چالش جدیدی روبرو میشود.
💡 وقتی دید که تمام نقشههای او برای رسیدن به قدرت نقش بر آب شده است، تنها راه باقیمانده برای او سر تسلیم فرود آوردن بود.