بادی در گلو انداختن
به معنای حرفی یا کاری است که موجب سختی، ناراحتی یا خفقان در ادامه مسیر یا گفتوگو میشود؛ مثلاً وقتی کسی به گونهای حرف میزند که باعث میشود فرد مقابل دیگر نتواند حرف خود را به راحتی ادامه دهد.
مترادفها
ترساندن، هول کردن، وحشتزده کردن
جمله سازی با بادی در گلو انداختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او بعد از برنده شدن در مسابقه دو، سعی کرد با بادی در گلو انداختن و تعریف از خودش، برتریاش را نسبت به سایر شرکتکنندگان نشان دهد.
💡 هیچوقت لازم نیست با بادی در گلو انداختن و خودشیفتگی، سعی کنی خودت را از دیگران برتر نشان دهی، زیرا حقیقت همیشه آشکار میشود.
💡 وقتی او به مقام مدیریت رسید، شروع به بادی در گلو انداختن کرد و دیگر به نظرات سازنده و پیشنهادات کارآمد همکاران قدیمی خود توجهی نمیکرد.