توانمند و قوی هیکل
این عبارت به فردی اطلاق میشود که از نظر جسمانی بسیار قوی، نیرومند و دارای قامتی بزرگ یا استوار است. چنین شخصی معمولاً توان فیزیکی بالا دارد و در انجام کارهای سخت موفق است.
مترادفها
تنومند، چهارشانه، قویالبنیه
متضادها
ناتوان، ضعیف، نحیف، لاغر
جمله سازی با توانمند و قوی هیکل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن مرد توانمند و قوی هیکل با دیدن حادثه، بدون هیچ واهمهای به سمت خودروی تصادفی دوید تا بتواند در کوتاهترین زمان ممکن، قربانی را از داخل خودرو نجات دهد.
💡 برای انجام این وظایف سنگین و دشوار در محیطهای صنعتی، شرکت ما نیاز به کارگران توانمند و قوی هیکل دارد که از نظر جسمانی آمادگی انجام کارهای سخت را داشته باشند.
💡 او که از کودکی با تمرینات مداوم ورزش، به چهرهای جذاب و اندامی توانمند و قوی هیکل دست یافته بود، به عنوان الگوی اصلی ورزشکاران جوان در باشگاه بود.