دست به گریبان بودن
این اصطلاح نشاندهنده درگیر بودن با مشکلی یا مواجهه با مسئلهای است که نیاز به تلاش و کوشش دارد. وقتی میگویند کسی دست به گریبان مسئلهای است، یعنی مشغول حل کردن آن است.
مترادفها
درگیر شدن، کشمکش کردن، مبارزه کردن
این اصطلاح نشاندهنده درگیر بودن با مشکلی یا مواجهه با مسئلهای است که نیاز به تلاش و کوشش دارد. وقتی میگویند کسی دست به گریبان مسئلهای است، یعنی مشغول حل کردن آن است.
درگیر شدن، کشمکش کردن، مبارزه کردن