در تنگنا قرار دادن
واژه «در تنگنا قرار دادن» در زبان فارسی به معنای ایجاد شرایط سخت، محدودکننده و دشوار برای فرد یا گروهی است به گونهای که امکان انتخاب آزادانه یا تصمیمگیری راحت از آنها گرفته شود و در وضعیت فشار یا اجبار قرار گیرند. این عبارت معمولاً زمانی به کار میرود که شخصی یا نهادی با رفتار، تصمیم یا اقدامات خود، دیگری را در موقعیتی قرار میدهد که راههای پیش روی او محدود شده و آزادی عملش کاهش مییابد. در تنگنا قرار دادن میتواند در زمینههای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی یا حتی شخصی رخ دهد و نشاندهنده نوعی فشار بیرونی بر فرد است. این مفهوم گاهی به صورت عمدی و با هدف کنترل یا وادار کردن فرد به پذیرش یک تصمیم خاص انجام میشود. در برخی موارد نیز ممکن است شرایط محیطی یا اتفاقات غیرقابل پیشبینی باعث قرار گرفتن انسان در تنگنا شود. این وضعیت معمولاً با احساس اضطراب، محدودیت و ناتوانی در انتخاب همراه است. در متون ادبی و گفتاری، این عبارت برای توصیف شرایطی استفاده میشود که فرد در آن احساس محاصره یا فشار شدید دارد. همچنین در تحلیلهای اجتماعی و سیاسی، این مفهوم برای توضیح وضعیت گروههایی به کار میرود که تحت فشار تصمیمات یا قوانین خاص قرار گرفتهاند. در تنگنا قرار گرفتن میتواند موقتی یا طولانیمدت باشد و شدت آن بسته به شرایط متفاوت است. بنابراین «در تنگنا قرار دادن» به معنای ایجاد شرایط محدودکننده و فشارآور است که آزادی عمل و انتخاب را از فرد یا گروه کاهش میدهد.
مترادفها
گیر انداختن، مجبور کردن، به مشکل کشیدن
متضادها
رها کردن، آزاد کردن