از زیر بار در رفته

این اصطلاح به معنی فرار کردن یا امتناع از انجام کاری است، به ویژه کاری که به عهده فرد بوده است. مثلاً کسی که از مسئولیت یا سختی فرار کرده باشد.

مترادف‌ها

رها شده، گریخته، شانه خالی کرده، خلاص شده

متضادها

زیر بار رفتن، مسئولیت‌پذیری

جمله سازی با از زیر بار در رفته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او هرگز در برابر مسئولیت‌های خود کوتاهی نمی‌کند و برخلاف بسیاری از افراد، هرگز از زیر بار وظایف سنگین و دشوار خود در نرفته است.

💡 وقتی با مشکلات جدی مواجه شد، به جای فرار کردن، با شجاعت ایستادگی کرد و برخلاف انتظار دیگران، هرگز از زیر بار مشکلات در نرفته بود.

💡 او که همیشه به دنبال راهی برای فرار از مسئولیت بود، این بار در موقعیت حساسی قرار گرفت و نتوانست از زیر بار تصمیم‌گیری در برود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران