سر از خواب درآمدن
مشابه سر از خواب برکردن به معنای بیدار شدن است، اما ممکن است در برخی لهجهها یا متون قدیمیتر بیشتر استفاده شود.
مترادفها
بیدار شدن، برخاستن از خواب
متضادها
خوابیدن، به خواب رفتن
جمله سازی با سر از خواب درآمدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او پس از ساعتها مطالعه مداوم و تلاش بسیار زیاد برای پایان دادن به پروژهاش، تازه نیم ساعت بعد بود که سر از خواب درآمد.
💡 وقتی صدای بلند آژیر آتشنشانی در کوچه بلند شد، تمام ساکنین ساختمان ناگهان سر از خواب درآمدند و با اضطراب به بیرون آمدند.
💡 او عادت داشت هر روز صبح خیلی زود سر از خواب درآمد و بلافاصله برای انجام کارهای ورزشی و برنامههای روزانهاش آماده شود.