دست در کاری نهادن

یعنی وارد شدن و دخالت کردن در کاری، به خصوص هنگامی که این دخالت غیرمجاز یا بی‌جاست. این عبارت معمولاً بار منفی دارد.

مترادف‌ها

شروع کردن، وارد شدن، اقدام کردن

متضادها

کناره‌گیری کردن، بی‌طرف بودن

جمله سازی با دست در کاری نهادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اگر می‌خواهی در این حوزه تخصصی و پیچیده به جایگاه بالایی برسی، باید با دقت و تمرکز بسیار زیاد، دست در کاری نهادن و مطالعه مداوم را آغاز کنی.

💡 او همیشه از ریسک‌های بزرگ می‌ترسید و ترجیح می‌داد در کارهای ایمن و ساده مشارکت کند تا اینکه بخواهد با جسارت دست در کاری دشوار و پرچالش نهاد.

💡 بسیاری از جوانان پس از اتمام تحصیلات، با اشتیاق فراوان برای شروع فعالیت‌های اقتصادی و دست در کاری جدید، به جستجوی فرصت‌های شغلی در شهرهای مختلف می‌پردازند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران