دست در روغن داشتن
یعنی در کاری مباشرت یا دخالت داشتن، مخصوصاً وقتی که کار با سود یا مال ارتباط دارد. استفاده این عبارت گاهی بار منفی داشته و میتواند اشاره به رانت یا فساد باشد.
مترادفها
سود بردن، نفع داشتن، دخیل بودن
متضادها
فقیر بودن، تنگدست بودن
جمله سازی با دست در روغن داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او که از کودکی در خانوادهای بسیار ثروتمند بزرگ شده بود، همیشه دست در روغن داشت و هرگز با مشکلات مالی یا کمبود امکانات زندگی روبرو نشد.
💡 برخی از تجار بزرگ در بازار قدیمی شهر، به دلیل تجارتهای گسترده و سودآوری بسیار زیاد، همیشه دست در روغن بودند و زندگی بسیار مرفهه ای داشتند.
💡 پس از برنده شدن در قرعهکشی بزرگ، زندگی او به کلی تغییر کرد و دیگر مثل گذشته نبود و همیشه دست در روغن و در رفاه کامل زندگی میکرد.