دست به گریبان شدن
به معنای گرفتار شدن در مشکلی یا درگیر شدن با مسئلهای دشوار است. وقتی کسی "دست به گریبان" مشکلی میشود یعنی به صورت فعال با آن مشکل روبرو شده و تلاش میکند آن را حل کند.
مترادفها
درگیر شدن، مشاجره کردن، دعوا کردن
متضادها
صلح کردن، آرام بودن
جمله سازی با دست به گریبان شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در اثر یک سوءتفاهم ساده و ناشیانه، دو همکار در میان دفتر کار با هم مشاجره لفظی کردند که در نهایت به دست و گریبان شدن و درگیری فیزیکی انجامید.
💡 وقتی اختلاف نظرها بر سر تقسیم ارث به اوج خود رسید، اعضای خانواده که زمانی بسیار صمیمی بودند، ناگهان با یکدیگر دست به گریبان شدند.
💡 آن دو ورزشکار در جریان مسابقه، بر سر یک حرکت خطا با هم درگیر شده و برای مدتی کوتاه با یکدیگر دست به گریبان بودند که باعث توقف بازی شد.