پای به گل فرو شدن
این اصطلاح به معنای گرفتار شدن در وضعیتی دشوار و غیر قابل فرار است. همانند پای کسی که در مرداب یا گل فرو میرود و نمیتواند آزاد شود.
مترادفها
گیر کردن، فرو رفتن در گل
جمله سازی با پای به گل فرو شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او که همیشه سعی میکرد از مشکلات دوری کند، ناگهان با تصمیمات اشتباه خود چنان دچار بحرانی شد که گویی پای به گل فرو شده است.
💡 در میان آن همه سیاستهای پیچیده و دسیسههای سیاسی، احساس میکنم که تمام تلاشهای ما برای اصلاح جامعه، ناخواسته پای به گل فرو شده است.
💡 پس از آن حادثه ناگوار و ورود به بازیهای کثیف اقتصادی، او متوجه شد که تمام اعتبار گذشتهاش را از دست داده و پای به گل فرو شده است.