از دست دادن کنترل
وقتی فرد یا موقعیتی قادر به حفظ تسلط و فرماندهی نیست و اوضاع از دستش خارج میشود، مثلاً در مدیریت امور یا واکنشهای احساسی.
مترادفها
مهارگسیختگی، از دست دادن تسلط
متضادها
تسلط یافتن، کنترل کردن
وقتی فرد یا موقعیتی قادر به حفظ تسلط و فرماندهی نیست و اوضاع از دستش خارج میشود، مثلاً در مدیریت امور یا واکنشهای احساسی.
مهارگسیختگی، از دست دادن تسلط
تسلط یافتن، کنترل کردن