از خواب بیدار شدن
یعنی پاشدن فرد یا برخواستن از حالت خواب به حالت بیداری؛ همچنین به معنی شروع به فعالیت یا آغاز هوشیاری پس از یک دوره استراحت میتواند باشد.
مترادفها
بیدار شدن، برخاستن
متضادها
خوابیدن، به خواب رفتن
جمله سازی با از خواب بیدار شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او مجبور شد صبح خیلی زود از خواب بیدار شود تا بتواند به موقع به ایستگاه مترو برسد و به جلسهی مهم کاریاش تأخیر نداشته باشد.
💡 هر روز صبح با صدای زنگ ساعت و بوی خوش قهوه از خواب بیدار شدن برای من تجربهای لذتبخش و پرانرژی در ابتدای روز است.
💡 وقتی صدای بلند همسایه در نیمهشب شروع به کار کرد، من با عصبانیت و خستگی از خواب بیدار شدم و نتوانستم دوباره به خواب بروم.