بیچارگی و بدبختی

حالتِ گرفتارى، ناتوانى و رنج و سختیِ شدید؛ وضعی که در آن فرد یا گروه از آسایش و خوش‌حالی دور باشد.

مترادف‌ها

درماندگی، تیره روزی، بدبختی

متضادها

خوشبختی، سعادت، رفاه، آسایش

جمله سازی با بیچارگی و بدبختی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فقر و جنگ مداوم باعث ایجاد شرایطی بسیار دشوار شده بود که منجر به بروز موجی از بیچارگی و بدبختی در میان جمعیت مردم می‌گشت.

💡 او پس از از دست دادن تمام دارایی‌های خود در آتش‌سوزی، مدتی طولانی را در سایه بیچارگی و بدبختی و ناامیدی عمیق سپری کرد.

💡 داستان‌های قدیمی اغلب بر اهمیت امید در برابر بیچارگی و بدبختی تاکید داشتند تا انسان‌ها را به ایستادگی در برابر مشکلات سخت زندگی تشویق کنند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران