پایه گذاری کردن
به معنای انجام دادن عملیات ایجاد زیربنا یا شروع کردن یک کار بر اساس اصول و قواعد اولیه و ساختاری.
مترادفها
تأسیس کردن، بنیان نهادن، ایجاد کردن
متضادها
تخریب کردن، ویران کردن
جمله سازی با پایه گذاری کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مهندسان با دقت بسیار بالا شروع به پایه گذاری کردن برای ساخت برج جدید کردند تا از استحکام ساختمان در برابر زلزله اطمینان حاصل کنند.
💡 این سازمان بزرگ با حمایتهای مالی گسترده، اقدام به پایه گذاری کردن یک مرکز تحقیقاتی جدید برای مطالعه تغییرات آب و هوایی در منطقه نمود.
💡 او با دانش فراوان و تجربه بسیار زیاد خود، شروع به پایه گذاری کردن اصول اولیه این رشته علمی جدید در دانشگاههای معتبر کرد.