بر سر خاری بودن
در وضعیت دشوار، آزاردهنده یا ناامن بودن. کنایه از گرفتار بودن در رنج، دردسر یا تنگنا.
مترادفها
مزاحم بودن، مایه دردسر بودن
در وضعیت دشوار، آزاردهنده یا ناامن بودن. کنایه از گرفتار بودن در رنج، دردسر یا تنگنا.
مزاحم بودن، مایه دردسر بودن