از دهان در رفتن
ناخواسته چیزی را گفتن، سخنی را لو دادن، یا حرفی را اشتباهاً بر زبان آوردن. این تعبیر معمولاً وقتی به کار میرود که گوینده حرفی را بیاختیار یا از روی غفلت گفته باشد.
مترادفها
لغزش زبانی، حرف بیملاحظه زدن
متضادها
خویشتنداری
جمله سازی با از دهان در رفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او در میان جمع، از شدت هیجان و خوشحالی، حرفی را ناگهان از دهان در برد که باعث شد همه با تعجب به او نگاه کنند.
💡 گاهی اوقات تحت فشار عصبی شدید یا خشم زیاد، ممکن است سخنی از دهان در برود که بعدها باعث پشیمانی عمیق و آسیب به روابط شود.
💡 او باید خیلی مراقب باشد که در جلسات رسمی، حرفی از دهان در نرود که باعث بدنامی یا از دست دادن جایگاه حرفهای و اعتبار او گردد.