برقرار یا دایر
چیزی که فعال، موجود یا در حال کار باشد. در زبان فارسی «دایر» معمولاً دربارهٔ اداره، مؤسسه، کسبوکار یا مجلسی به کار میرود که باز و فعال است.
مترادفها
برقرار، موجود، مستقر
متضادها
قطع، متوقف، غیرفعال
چیزی که فعال، موجود یا در حال کار باشد. در زبان فارسی «دایر» معمولاً دربارهٔ اداره، مؤسسه، کسبوکار یا مجلسی به کار میرود که باز و فعال است.
برقرار، موجود، مستقر
قطع، متوقف، غیرفعال