برادر خودمانی
برادری که رابطهای صمیمی، غیررسمی و دوستانه با او داریم. این تعبیر بیشتر به برادرِ نزدیک و صمیمی در گفتگوهای روزمره اشاره دارد.
مترادفها
برادر صمیمی، برادر نزدیک
جمله سازی با برادر خودمانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او با اینکه مدت زیادی است با من آشنا نیست، اما با رفتارهای صمیمی و گرمش دقیقاً مثل یک برادر خودمانی با من رفتار میکند.
💡 در آن جمع دوستانه و کوچک، همه با هم صفی از برادر خودمانی بودند که بدون هیچ ملاحظهای از هم میخواستند و به هم کمک میکردند.
💡 من او را نه تنها به عنوان یک همکار حرفهای، بلکه به عنوان یک برادر خودمانی و تکیهگاه همیشگی در روزهای سخت کاریام میشناسم.