بانجام رساندن
رساندن به انجام؛ کامل کردن، به پایان بردن، اجرا و عملی کردنِ کاری.
مترادفها
به پایان رساندن، تمام کردن، خاتمه دادن، تکمیل کردن
متضادها
ناتمام گذاشتن، نیمهتمام گذاشتن، شروع کردن
جمله سازی با بانجام رساندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تیم مدیریت پروژه تمام تلاش خود را به کار بست تا بتواند با دقت و سرعت بالا، کار بانجام رساندن این قرارداد بزرگ را ممکن سازد.
💡 برای بانجام رساندن موفقیتآمیز این تحقیق علمی، محققان باید ماهها به جمعآوری دادههای دقیق و انجام آزمایشهای کنترلشده در آزمایشگاههای مجهز بپردازند.
💡 او با صبر و حوصله بسیار زیاد، تمام مراحل دشوار ساخت این بنای تاریخی را به پایان رساند و در نهایت توانست آن را بانجام برساند.