سرگردان کردن
به معنی گیج یا متحیر ساختن کسی است تا نتواند تصمیم بگیرد یا راه خود را پیدا کند. این فعل معمولاً به حالتی اشاره دارد که فرد در وضعیت سردرگمی یا ناامنی قرار میگیرد، خواه به علت اعمال دیگری یا به دلیل شرایط محیطی و ذهنی.
مترادفها
سرگردان ساختن، گمراه کردن، سرگشته کردن
متضادها
هدایت کردن، راهنمایی کردن
جمله سازی با سرگردان کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تصمیمات بدون فکر و نسنجیده مدیر، باعث سرگردان کردن کارکنان در مسیرهای اشتباه شد و در نهایت منجر به ضررهای مالی سنگین برای شرکت گردید.
💡 نبود یک نقشه دقیق و راهنمای مشخص در جنگل، باعث سرگردان کردن گردشگران شد که آنها را در شرایط بسیار دشوار و خطرناکی قرار داد.
💡 صحبتهای مبهم و متناقض سیاستمداران در دوران انتخابات، معمولاً باعث سرگردان کردن افکار عمومی و ایجاد سردرگمی در میان رایدهندگان میشود.