وقت خوش گشتن
زمانی که خوش میگذرد، لحظات شادی و رضایتبخش را تجربه کردن، به عبارتی سپری کردن اوقات فراغت یا لذت بردن از زندگی.
مترادفها
خوش گذراندن، خوشگذرانی کردن
متضادها
غمگین بودن، ناراحت بودن
جمله سازی با وقت خوش گشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از پایان تمام مشغلههای کاری و خستگیهای طولانی، ما تصمیم گرفتیم به سفر برویم تا بتوانیم با هم وقت خوش گشتن و استراحت را تجربه کنیم.
💡 در آن مهمانی بزرگ و پرجنبوجوش، همه دوستان تلاش کردند با رقص و آواز، برای خود و سایر مهمانها وقت خوش گشتن را فراهم کنند.
💡 زندگی تنها تلاش بیوقفه برای کسب معاش نیست، بلکه گاهی لازم است انسانها زمانی را برای وقت خوش گشتن و آرامش روحی اختصاص دهند.